|
این فریادهای یک همجنسگراست که در ناکجاترین بودن تبعید است
|
8۲
اينو پارسا هم بخونه تا بیاد دستش
چی بیاد ؟ این بیاد! که كسشعرهای قبيله ی كسخلا واسه چيه
الو الو
یک دو سه چهار
آزمایش میشه
یک دو سه چهار
صدا میاد ؟
آزمایش میشه
یک دو سه چهار... پنجاه و یک پنجاه و دو ...
آزمایش میشه
الو الو
... شیشصد و شصت و شیش ...
آزمایش میشه
... هفت هزاروسیصدو نود ونه ...
الو الو
... هشتاد و دو هزارو دویست و بیست ...
صدا میاد
... نهصدو چهل و چهار هزارو ...
الو الو
ده میلیون و سیصدو چهل هزار و ...
صدا میاد
آزمایش میشه
... صد میلیاردو ...
الو الو
آزمایش میشه
صدا میاد
.......
باور کنید سر ِ کارتون نذاشتم
این فقط یک همجنسگرا بود
که داشت
صادقانه و البته
با امید
کاری می کرد
و آن
نبود
چیزی بیشتر از
یک
ساند چک
الو الو
صدا میاد ؟
81
Not Like This
.
.
.
یک
حالام خوب نیست.
.
دو
حدس میزدم اتفاق بیفتد، ولی...
.
سه
وضعیتِ مضحکی بود.داشتم چیزی تایپ میکردم.برادرم توی اتاق بود و لا- به- لای حرفی که میزدیم گفت: وبلاگات را دیدهام. همچنان در حال تایپ و بیاعتنا به چیزی که گفته بود پرسیدم: کدام وبلاگ؟ گفت: همزاد. یخ کردم. دستم روی صفحه کلید گیرکرد. همان طورخیره مانده بودم به مانیتور. هزار سال همان طور خیره ماندم به مانیتور. آرام پرسیدم: تو لینکِ آن را از کجا گیر آوردی؟ گفت: گیر آوردهام دیگر.
.
چهار
گیر آورده است دیگر.
.
پنج
حالام خوب نیست.
.
شش
اینجا را میخوانی.
.
هفت
خوب نیست.
برای داداش مهدی و هفت بندی که بند بندم را گسست :
یک
حالم خوب
نیست
منو می خونی داداشی ؟
بخون
داداشی
بخون
به نخوان
وقت نمی رسد
.
دو
وقتی مرا می خوانی
حواست به چشم هایت باشد
که غرق نشود
و قلبت
که فشرده
و دل ات
که شکسته
من این ها
را
همه ی این ها
را
دارم
من
تو را
می خواهم
دوش تو را
که سرم را
به رویش گذارم زار
و گوش تو را
که
نجواهایم را
زار زار
فقط در
ایوانت
به قلبم گرما بزن
که . یخ کردم .
.
سه
از این پس
نگاهت مضطرب دست های من نباشد
که دست های من
مضطرب ِ نگاه تو بود
در تمام ِ نوشتن
.
چهار
همیشه دوستت داشتم
و
اکنون
همیشه
.
پنج
خوشحالم که تو
نیستی
اینجا
این دورها
ولی تو
ناراحت نباش که من
در این تبعیدم
در ناکجا ترین بودن
من سهم تمام ناراحتی های دنیا را
قبلا پرداخت کرده ام
و اشک ها را
از طرف تو
از طرف مامان
از طرف بابا
دورترین فامیل ها و همسایه ها
و آدم ها
از طرف همه حتی
.
شش
دوست دارم گریه کنم داداشی
گریه
گریه
نه برای خودم
برای تو که
تازه فهمیدی
برادرت چقدر تنها بود
ولی تو نه
گریه نکن
ناراحت هم نشو
غصه هم نخور
علت یابی نکن
به فکر چاره هم نباش
دوا و درمان را هم بی خیال
نگران آینده هم نه
همه ی اینها را
.هزار سال همان طور خیره.
من داشته ام
داداشی
داشته ام
.
هفت
داداشی
داداشی
80
هجوم های تو
در آخر بازی
بی امان
بی امان تر می شود
شوت های تو سهمگین
سهمگین تر
تمام
دنیا
دروازه است
در چشمان تو
و
تمام دوازده بازیکن ات
در تمام ِ دروازه ها
می کنند
بازی را
همه ی ده بازیکن من
در محوطه ی تو
جریمه می شوند
داور آنها را جریمه
می کند که به زیر توپ
لگد بزنند
و آن ها
قبض های جریمه را
به علامت عزاداری
برای قلب های شوت نشد
به روی شیشه های سینه ی خود
نصب می کنند
داور عصبانی می شود
تمام آنها را با کارت قرمز
وادار می کند
تا آخر عمر
در بازی پلی آف باشند
تا
به زیر ِ توپی لگد بزنند
و
آنها
فقط
می میرند
تا بازی تمام شود
من
مرده ام شده ام
تا
بازی تمام شد شود
و تو همچنان بازی میکنی
و
بازی می کنی
و
نمی دانی که
بازی تمام شد شد
هوی یارو
بازی تمام شد
79
تماشاگرانی
که بازی ِ
من
و
تو
را می بینند
تعجب کرده اند
با این که
توپ
همیشه
زیر پاهای تو است
و بازی
کاملا در دستان تو
ولی
این
منم
که
تو را
گل باران کرده ام
و
با اینهمه گل
من
باز
اعتراف می کنم که بازی بلد نیستم
78
اولین
ضربه ی محکم تو
به زیر توپ
که می خورد
می فهمم
باید
در همان اوت
بمانم
چون
نمی کشه
قلبم
که
پا به پای تو
به زیر توپ
پا بده
کلا
پا دادن ِ من به زیر ِ هر چی زی
به خوبی و راحتی ِ پا دادن های تو
هیچ وقت
نبود
خیلی تمرین کرده بودم
خوب بکنم بازی
و مسلط
ولی
چون
خوب
پا نمی دهد
دلم
تنها
نتیجه ی خوب
کردن ِ من
این است
که
خوب
عرق بریزم
و
خوب تشنه تر شوم
و
خوب مصدوم
و
من
غیر از این ها
هیچ کار نمی کنم
عرق می ریزم و تشنه می شوم و مصدوم
و
بازی دارد می شود
77
بدون
هرگونه بازی تدارکاتی
وارد میدان بازی
با تو
می شوم
در
این
دوره
از بازی ها
فی فا
توپ های جدید
با فی ِ جدید
وارد بازی کرده
و
من چقدر خوشحالم
که
خودم را
از
بازی خارج کردم
این خودم
با آن روحیه
سوسولی
چطور میتوانست
به زیر توپ هایی
لگد بزند
که
شکل قلب
دارد
بازی شروع میشود
یکی که اسمش داور است
و تمام سوت های عالم
در دست های اوست
سوت میزند
و قلب را
که توپ شده
جلوی پای تیم من
می اندازد
می خواهد
با این کارش
پارتی بازی کند با من
ولی کور خوانده
در یک حرکت
Fair play
تمام
ده بازیکنم را
به اوت می اندازم
76
هر چه می کنم
سعی
تا
قبل
از بازی
با
تو
یک بازی تدارکاتی
تدارک ببینم
نمی شود
بازی تدارکاتی
خیلی لازم است
ولی
من
چه کسی را
می توانم
قبل از تو
به بازی بگیرم
وقتی که
تدارک تو
همه در سطح
جهانی ست
و
تدارک من
همه در سطح
هیچ
و
نمی توانم تا
کسی را پیدا کنم
که
با آن
کنم
بازی
پس
با این حساب
بازی تدارکاتی را بی خیال می شوم
75
خودم
را
برای بازی
در برابر تو از
لیست
حذف می کنم
و بی
خودم
به میدان بازی
با تو خواهم آمد
این
بهترین تدبیر
برای
کامل بازی کردن
با تو است
نبودن
خودم
که
طاقت بازی های حرفه ای را
ندارد
خیلی دست مرا باز می گذارد
درسته که خودم
راندِ
مان
را
دست کاری نمی کند
یعنی آن را نه بالا می برد نه پائین
و
راند مان معمولا با چی زها ی بهتر تر تر
بالا
می
رود
ولی فایده ی حذف خودم
این است که
راندمان من هم
با خیال راحت
به فکر بالا رفتن
می رود
الان
پس بهترین ارنج را
انجام داده ام
حال
باید
برای بیشتر
آماده
شدن
بکنم
چند بازی تدارکاتی
74
من آماده ی
بازی
با تو می شوم
تیم ملی
من
در نبردی سخت
در
دیداری
در زمین ِ
ناکجا
به مصاف
تیم ملی
تو
خواهد
رفت
خواهد رفت
و
من
باید تدارک مفصلی
برای بازی با تو
ببینم
در بین بازیکنانی که
به اردوی تیم ملی ام
دعوت
خواهم کرد
باید
از دعوت بازیکنانی
که
بازی خوب بلد نیستند
پرهیز کنم
پس
نام خودم
را
از بازی
حتما
قلم خواهد کشید
و
در
این
بازی
بدون حضور خودم بازی خواهم کرد
73
با
کردن
آنالیز
راجع به خودم بازی هایم را
و
یه کم هم کردن
آنالیز
برای بازی ِ تو
به این نتیجه رسیدم
دلیل برنده گی همیشه گی ِ تو
در بازی
از من
و بازنده گی من
این بوده
شاید
که
من
همیشه در بازی
بازی بی عرضه ها را
پیاده کرده ام
من
هم
بازی کرده ام
چون در وسط میدان بوده ام
ولی
تاکتیک
و
تکنیک تو
جا عوض کردن های پی در پی ات
پاس کاری های
دقیق
و
شوت های سهمگین تو
در زمین ِ بازی
غوغا
می کند
و
این
همیشه از
من
یک تیم از قبل
باخته
ساخته
ولی اینبار
ثابت می کنم من هم بازی بلدم
72
من
همیشه
برای روبرو شدن
با تو
تمرین را
کرده ام
خیلی زیاد
و
آنقدر جدی
که
حتی
مفسرین هم
فریاد می زدند
چه می کنه
این
ولی
تیم ملی دل ام
در تمام
دیدارهای قبلی
که با تو
داشته
علیرغم آمادگی مناسب
قبلی
و تمرینات طاقت فرسای
مداوم
در
زمین ِ بازی
زمین گیر
شده
و همیشه
مقهور بازی ِ
زیبا
حرکات ِ تکنیکی
و تاکتیکی
تو شده است
و در آخر
همیشه بعنوان یک تیم
کاملا بازنده
زمین
بازی را ترک
کرده
باید جلوی تمام
تماشاگران اعتراف کنم
من تاکنون بازی گر خوبی نبوده ام
7۱
جام جهانی
ده قطعه کسشعر به تعداد بازیکنان یک تیم ! مهمترین بازیکن که به
نظر بی خود ترین میومد از این جمع اخراج شده .
اینو ده روزه نوشتم ولی ازامروز گذاشتم تا وقتی بازی ها شروع شد
بازی تمام شد شود
جام جهانی داره شروع میشه
و من
به پیش واز ِ جام جهانی ِ تو
می روم
همیشه من
در
برابر ِ
تو
بخاطر بلد نبودن
بازی
یک از پیش بازنده بودم
ولی
باید از الان
با ارنج تیمی قوی
آماده ی
یک عرض ِ اندام ِ
آب رو مندانه
در برابرت
باشم
از قدیم
عرض اندام های من همیشه
در عرصه ی تو
زیاد
چنگی به دلت نمی زده
و
تو
چون
بازی گرهای حرفه ای را دیده ای
و
عرض اندام های
دیدنی را
منو شوت ترین ها
در برابر خودت
دیده ای
حالا دیگر
این را
حتی
علف های زمین بازی هم
می دانند
که
تو
همیشه بهتر از من بازی می کردی
7۰
روزی
در حوالی چشم های تو
پرسه میزدم
بوی یک
فریاد
از
چاهی که
نیاز
من در آن
افتاده بود
دلم را شنید
خم شدم تا
آن را
ببینم
به داخل افتادم
چشم هایت را
بستی
و
من
درهمان
جا
ماندم
حالا تو رفته ای و من نیستم
6۹
من
به
هم نوازی
تارهای
تو
می آیم
و
فاحشه ها فکر می کنند
این خیلی
بی حیایی است
به
کوک
کردن
سیم های
تو
می آیم
کس کش ها فکر می کنند
این آخر لاشی بازی است
بی خیال می شوم
و
گوش هایم
را به شنیدن آواز دهل
می چسبانم
همه
تصدیق می کنند
که
این خیلی
خوش است
و
تایید
که
من نه بی حیا هستم نه لاشی
۶۸
مارک رو دوسـت دارم یه موج و ارتعاش از جنس تنهائی و بغض
از ســرزمـیــن چـشــم و صـدا کـه اون تـوش تـبـعــیــده مـنـو وادار
می کنـه westlife رو بـیـشـتـر بخاطـر اون کـه تنهـاسـت و چـون
تنـهـاست گی است ! گـوش کنـم . امروز ۲۸ می مارک ۲۶ سالـه
میشـه . بیست و شش سـال تنهـایی سـال هـایـی کـه بـرای مـا زیـاد
غریبه نیسـت . ایـن بیست و شش سال تنهایی رو می فهمـیـم . تمام
تنهایی هارو می فهمیم ... چون تنها نیستیم ... اصلا تنها نیستیم ...
مارکوس مایکل پاتریک فهیلی
این وست لایفی تنها
وسط اون پنشتا
که حالا شدن
چهارتا
یه چیزی رو هی
داره تکرار
می کنه
و من با چند تا نا من
نشستیم
داریم گوش می کنیم
داره
My Love
رو می خونه
To hold you in my arms
To promise you my love
The heart to tell you from
همه رفتن دارند
کشتی هاشونو در میارند
و مارک
تا همه مشغولند
در ترانه ای دیگر
از رفتن میگه
Thinking of my going
به رفتن می اندیشم
How to cut teh thread and leave it all behimd
و که چگونه این ریسمان را پاره سازم و هرچه پشت آن است ترک گویم ؛
بعضی ها
دارند بغض هاشونو
با اشک
پاره
می کنند
و
ترک
هیشگی هم نمیفهمه
این چشم آبی یکصد و هشتاد سانتی
که می تونه
صدتا دخترو دیونه ی خودش کنه
با چه اژدری به کشتی ها زده
که همه رو غرق کرده
یکی میگه
شاید بخاطر
خاطرات بد بچه گی
و اون یکی
یا
خاطرات فقر
و سومی
حتما بخاطر
شکست عشقی از یه دختر
و
من که می دونم
مشکل از
ماری و الیور
یا گارسونی در اسلایگو
و سومی
هرگز نیست
همجنس ِ اژدری رو که
اینطور کشتی هارو غرق کرده
در دلم دارم
ولی
به کی می تونم بگم
که چقدر با مارک
هم سرشتم
و
این عشق
ِ
Kevin McDaid
از گروهV
است که
صدای
اون گی ِ تنها رو
برای
من
می کنه
صدای هم سرشت
67
مارشال بوز مادرز
خدای ادعای آخرش
که کون دنیا رو پاره کرده
در جنگیدنش
با ارزش های تخمی دنیا
دیشب
اومد پیشم
زیپ شلوارشو کشیده بود بالا
ولی
نصفش بیرون بود
فکر کنم جزو شوی جدیدش بود
گفت چطوری کونی
گفتم خوبم لاشی
کم آورد
وقتی فهمید از خودش خرترم
گفت یه حال توپ بهت می دم
اگه
واسه کنسرت جدیدم
یه سوژه ساختارشکن بهم بدی
کونم پاره شده از بس فکر کردم
گفتم واسه پاره گی ت کاری نمی تونم بکنم
ولی
واسه کنسرتت برو رو سن بگو:
(( می خوام همینی که هستم باشم ))
کم آورد
رنگش پرید
زیپ شلوارشو تا خرخره کشید بالا
آب دهنشو قورت داد
غلطهای زیادی
من همچین چیزی
نمی تونم بگم
با تمام دنیا هم
توی جنگ باشم
نمی تونم
نه
اینو دیگه
نمی تونم
بگم
من که گی نیستم
من امینیم هستم
امـشـب یـه چــیــزی داشــتــم مـی ذاشــتــم ولـی هـمـیــن الان
سینا فنچ(آدم آهنی - لوکاچی- عشق- صفا- وفا - محبت و ...)
اینو برام فرسـتاد . غـلط میکـنم وقتی اون گذاشـته منم بذارم :
چون 5۷
چیزی ۵۸
ندارم ۵۹
از ۶۰
هم ۶۱
آغوشی ِ ۶۲
همه ۶۳
لذت ۶۴
می برم. ۶۵
خوشحالم که بی همه چیزم ۶۶
56
دیشب داشتم توی خواب !
دین !
رو می دیدم
( البته احتمالا نه اون دین شاید بلکه مثلا جیمزبایرون دین ! )
بهش گفتم بدجوری ازت شاکیم
همونطوری که سوارم بود
با تعجب پرسید
من نمی فهمم
این شورش بی دلیل
واسه چیه ؟
من که خیلی خوبم
گفتم
کاری به خوبی و بدی
تو ندارم
روزی که
بعنوان بی اف انتخابت کردم
می دونستی من یه لامبور گی نی هستم
ولی تو
پا به پای من نیومدی
منو گائیدی باسرعت یه درشکه
تازه وقتی هم نیستی
کسایی که خودشونو
فک و فامیلات
جا می زنند
ترتیبمو میدن به اسم ِ تو
یه نمه غیرتی شد
گفت حالا چی
می خوای ترکم کنی
ولی بدون
اگه من سوارت باشم
با آخرین سرعت
می برمت
تا
شرق بهشت
به دین !
گفتم
شرق و غرب بهشت
مهم نیست
باتو هم
زیاد مشکلی ندارم
ولی تو
میتونی بفهمی
من از دست فک و فامیلای
بی شرفت
چی می کشم ؟
دین !
گفت
درکت می کنم عزیزم
ولی خیلی موقع ها
من توی تصادف ها
اوراق میشم
سرم از تنم جدا میشه
اونوقته که
بی شرفا
جامو می گیرن
دین !
رو از روم با احترام
کنار زدم
گفتم پس بهتر نیست با هم
بی اف نباشیم
تا کسی به اسم تو
سوارم نشه ؟
اصلا چرا
همیشه تو باید سوار من
بشی ؟
بیا جامون عوض
ببینم میتونی
منو تحمل کنی
دین !
گفت می تونیم در سوار شدن
با هم به توافق برسیم
نوبت می ذاریم
دوتا یک عمر
فقط
بذار اول من سوارت بشم
55
بعد ازcyber stalking که به سرم اومد و کسشعرهای پیش نوشته
رو به فاک داد چند تاآدم علاف که زیادی منو جدی گرفتن نامه نوشتن
طبق لیست کسشعرا برم جلو ولی من زیاد حال نمی کنم همچین مرتب
برم جلو یعنی جلـوروی من زیاد چنگی به دل نمیـزنه بماند کجا چنگ
می زنه! پس ترجیح میدم همینطور تخمی درهم از لیست و غیر لیست
میذارم اینجا . البته این گذاشتن واسه کسشعره نه چی زه دیگه .
انگشت های خیال من
چه انس لطیفی دارد
به
دکمه های تن ات
وقتی که
تو را دعوت می کند
به استراحتی
در
سایه ی تصورم
به این سایه - خلوت که می آیی
تمام حواس پرتی حواسم
پرت می شود
به سوی انگشتانم
و انگشت ها در نئشه ی
این پرت شده گی
شروع می کند
به باز کردن تمام دکمه ها
تمام دکمه ها
دکمه ها که تمام باز می شوند
ناگهان
تو می آیی
و
خود را از خواب من
جمع می کنی
و
می روی
و من می مانم
با
انگشتانی که در هوا چنگ می زند