|
این فریادهای یک همجنسگراست که در ناکجاترین بودن تبعید است
|
9۸
بخاطرمسخره بازی هم راه وهم پا وهم لنگ وهم پاچه وهم دسته خرو
ازاین حرفا می خواسـتم حالا حالاهاچیزی ننویسم شایدم اصلا کسشعر
نوشتنو بی خیال میشدم ولی نشد چون ازدیروزیه اتفاقایی برام افتاد که
اگه اینجاعرنمی زدم گائیدمیشدم یعنی خودم خودمو می گائیدم بعد دیدم
عرزدن اینجا خیلی بهترازافتادن اون اتفاق یعنی خودگایشی خونینه .
دلم
خیلی گرفته بود
از کس کشی دنیا
دیدم اگر اینجا نیایم
میمیرم
می پوسم
منفجر میشوم
فقط اومدم تا
نشم
همه ی اینها
پس کیر تو دهن من که
وقتی دارم میمیرم از درد
میام اینجا
کیر تو دهن شما که
وقتی دارید میمیرید از خریت
میایید اینجا
کیر تو دهن این دنیا که
وقتی داره میمیره از کس کشی
همشو میریزه به سر قبیله ی ما
من خیلی کس کشم که اینجام
شماها خیلی کس کشید که اینجائید
همه کس کشند که در این دنیایند
وای که اگر کس نبود
چقدر قشنگ تر میشد دنیا
ای کیر تو دهن کس کشی دنیا
ای کیر تو دهن من کیر تو دهن شما کیر تو دهن دنیا
ای کیر تو دهن من و شما و دنیا
ای کیر تو دهن این دنیای کس کشی ها