|
این فریادهای یک همجنسگراست که در ناکجاترین بودن تبعید است
|
123
من هم
به انتقام قفسی که
از چشم هایت
سال هاست
برایم ساخته ای
از دلم
قفسی برایت ساخته ام
و تو را
به داخل آن
انداخته ام
و درش را محکم
بسته ام
حالا تو
در قفس ِ دل ِ منی
ولی
کمی صبر کن
دل مرا چرا می بری
آهای
آن قفس را کجا می بری
صیدِ من
122
مرا
در باغی پشت پلکهایت
به دام انداختی
چشمهایت را
که باز کردی
کردی
مرا
دیوانه
و من نوک زدم مژه هایت را
دانه به دانه
تااااااا
رسیدم به آن دام خانه
و
تو بستی
تمام بال و پرم را
وقتی که
بستی
چشمهایت را
آهای
با توام
من در آن قفس مانده ام
کجا می روی صیاد
121
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
من و تو
تو و من
دیگه اینو نمیشه بی خیال شد
1۲۰
تو و به من آمدن
تو و بالا رفتن
تو و شدن شدن
تو و بزرگ شدن
تو و سنگ شدن
تو و سرما
تو و خواب
تو و بیداری
تو و دیدن
تو و ندیدن
تو و خوندن
تو و ننوشتن
تو و گفتن
تو و نشنیدن
تو و رفتن
تو و بریدن
تو و قهر
تو و قهر قهر
تو و تا روز قیامت
تو و ... باز هم ا َه ا َه بی خیال
119
من و به دنیا آمدن
من و هستی
من و دویدن
من و هستم
من و چرا
من و نیستم
من و رمیدن
من و شدن
من و چگونه
من و رسیدن
من و کی
من و ماندن
من و کجا
من و رهایی
من و هرگز
من و اعتراض
من و همیشه
من و بودن
من و نبودن
من و ... ا َه . اصلا بی خیال بابا
1۱۸
یک دست خیابان
کیلو چند
نگید اینطوری نمیشه
و خودتون رو هم به ندونستن نزنید
چون اینجوری معلوم میشه
خیلی پرت هستید از
شریف
بودن
و این
خیلی بده که آدم مثل همه شریف نباشه
تمام آدم های شریف
می دانند که
خیابان ها
فروشی اند
کیلو کیلو
درهم و سوا سوا
و خودشان بارها و بارها
یا سوا سوا کردند یا درهم خرید
از
این خیابان های
پر فرو ش
پس شماها که هنوز اونقدر
گیجید که خرید می کنید یه سیر یه سیر
خاله خاله بازی را کنار بگذارید
و
همجنسگرایی را هم
شریف شوید
و
مثل همه
هر غلطی می خواهید ب کنید
و
دست به معاملات بزرگ زنید
117
من هستم
راحت
به راحتی تصادف
پدر با مادر
شکل می گیرد
ولی
من یک همجنسگرا هستم
به سختی تصادف من با دنیا
در نطفه اش
جایی برای بودن
جستجو می کند
و
بعد
خوب که
نبودن را
خفه می شود
تازه می فهمد
که
تولد
آنقدر ها هم راحت نیست
تولدی که دست هر کسی هست غیر از خودش
ولی همین تولد
که دست یک کس دیگر است
برای شدن
شجاعت را هم
می خواهد
که این دیگر
فقط در دست همان من است
که هست
اعلامیه صادر کنم؟
همجنسگرایان عزیز
بودن یا نبودن ِ ما
بستگی به
خفه شدن یا خفه نشدن
خودمان دارد
پس خودتان انتخاب کنید
بودن یا نبودن
116
با خودم
فکر می کنم
می تونم یه روزی
من هم
مثل یه آدم آهنی
آدم
باشم
با همون عطر و بو
با همون رنگ و رو
با همون قلب و روح
با همون صفا و معرفت
با همون خوبی و گذشت
این بخاطر اون دو قطعه
و پنجاه ضمیمه اش نیست
یا حتی بخاطر مارکوس یا استفان
این فقط بخاطر سنگی است
که
هر روز می بینمش
و هر دو با هم داد می زنیم
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
آدم آهنی
115
برای مهدی بخاطر همزاد :
روزی به دنیا
آمدم
در زیر پرچینی
که
زیرش
پر بود از پر
روزی به دنیا
آمدم
در تخت پر نوری
که
رویش
پر بود از نان
روزی به دنیا
آمدم
در سطح صاف آینه
یا صفحه ای نزدیک تر
با سطح پر شیب و شتاب اما
قشنگتر
روزی که در آن
زیر پرچین گرگ ها در روی تخت
مشغول پای کوبی نبودند
روزی که
کرکس نان به نرخ روز نمی خورد
روزی که نان
در دست های داغ داغ بود
روزی که
آهو بهر نان پولی نمی خواست
یا گرگ از آهو درنده تر
کمی بود
روزی که انسان با دلار و اسکناس ها
فین نمی کرد
روزی که گاز از سیب دانایی
بهایش
جهل و نادانی نبودش
روزی که آدم
با برگ انجیر
ماتحت خود را پاک می کرد
روزی که حوا
با برگ گـُهی شام می پخت
بر سفره هم هابیل و قابیل
می نشستند
روزی که گه خوردن کنار هم
صفا داشت
روزی که
آهو گرگ
را
درس خونریزی نمی داد
روزی که بودن یا نوشتن
معنی اش چیز دگر بود
روزی که خواندن معنی اش
هم خوان دن بود
روزی که
.....
اینک پس از یک عمر
من هستم هنوز
اینجا
در روز مرگ مرد بودن
یا شجاعت
در روز اوج
ارتباط غیر مشروع ِ
رفاقت با حماقت
در قهقرای زیر پستوی خیانت با کثافت
در جهل بت خواهان مفتون بتستان
من مهدی ام
آن کودک آقای وبلاگ
یاد آور یاد روزهای دبستان
ساکت صمیمی ساده رو راست
دور از فریب سنج و طبل و داد و بی داد
من
مهدی ام
آن کودک
محجوب
همزاد
114
پدر مادرهایی که فرزندان همجنـسگـرای خود را خیـلی دوست دارند
ولی نمی دانند خیلی کجاست بخوانند .
یک همجنسگرا
آنقدر
در درون خودش
دارد
امید
را
که
وقتی قحطی بیاید
نمیرد
وقتی خشکسالی
نخشکد
وقتی زلزله
نلرزد
وقتی آتش
نسوزد
وقتی سیل
نریزد
وقتی خواب
نخسبد
ولی
وقتی بمیرد و
بخشکد و
بلرزد و
بسوزد و
بریزد و
بخسبد
که
نگذارند خودش باشد