|
این فریادهای یک همجنسگراست که در ناکجاترین بودن تبعید است
|
۴۹
اینو و این یکی رو یادتونه؟ حالا که یادتونه بخونید.
سوسک سوسک سوسک سوسک سوسک
ازدیاد ِ جمعیت
با تنهایی تن
هچلهفت
۴۱
هایکو نمی گم
ناراحت میشید بشید
کسکو میگم من
۴۲
هایکو یا کسکو
ریدن یا نریدن ما
مسئله این است
۴۳
می خوام برینم
به هایکو نه جان شما
به هیکل خودم
۴۴
به این سبک ریدم؟
خوب کار ِ من همینه
ریدمون کردن
۴۵
کسکوی لخت چرک
پتی هپلی کثیف
آشغال هرزه من
۴۶
لخت کردن هایکو
ریدمون کردن هایکوست ؟
ریدمونم من
۴۷
پاره پوره چرک
کلمات شعرها سبک ها
می کنیم نیم نیم
۴۷
پاره پوره چرک
کلمات شعرها سبک ها
می کنیم نیم نیم
۴۶
لخت کردن هایکو
ریدمون کردن هایکوست ؟
ریدمونم من
۴۵
کسکوی لخت چرک
پتی هپلی کثیف
آشغال هرزه من
۴۴
به این سبک ریدم؟
خوب کار ِ من همینه
ریدمون کردن
۴۳
می خوام برینم
به هایکو نه جان شما
به هیکل خودم
۴۲
هایکو یا کسکو
ریدن یا نریدن ما
مسئله این است
این واسه جواب و توضیح به شروین نیست یا مهدی همزاد یا حمید پرنیان یا ساقی قهرمان یا علی سطوتی . این واسه جواب به احمق هایی هست که در طرفداری از هم سرشت به هم سرشت اعتراضیه می نویسند .
من دیگه واقعا نمی دونم به چه زبونی فحش بدم یا چیزهایی که حواله می کنم چقدرتنومند باشه تا یه عده از رو برند و از بیخ بی خیال درست نویسی توسط هم سرشت لاشی بی پدر بشن .
یه بار یه روز اینو گذاشتم
بازهم می ذارم
اگه لازم شد صد بار دیگه هم می ذارم :
من اینجـا فقط همینم که اینجا می ذارم !
هـیچ چیـز دیگه نیسـتـم ونمی خـوام باشـم . من اینجـا هـیچ گه زیـادی
نمی خورم کون خودمم پـاره نمی کنـم کـه بگم شعر حالیمه یـا قصه یا
هرگه دیگه ای هسـتم.من اینجا خود ِخود ِخودم هستـم یک همجنسگـرا
هستـم و تمام فحش های خوارمادر تو پاچه خودم اگه بخوام اینجا
غیر از « همجنسگرا » چیزی بنویسم .
من
حاتمی کیا نیستم
که
آن جمله ی معروف را
بگویم
ولی این هستم که
بگویم
اگر کسشعری از من
دیدید
که
از همجنسگرایی
نمی گوید
و دردهایش
و صدایی که از اینهمه
سطر ندارد
توی آن از چند خط بیشتر
نروید به نام من
آن
از آن ِ
من
نخواهد بود
که من زر زیادی نخواهم زد
و
هرچه بگویم از این
می گویم
که
همجنسگرایم
همجنسگراییم
همجنسگرایانیم
روزی گفته بودم
به فکر غنی سازی کلمات نیستم
حال
می گویم
« فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم »
« همجنسگرایی »
غنای من است
و غیر از آن
هیچ نخواهم گفت
به
نباید
وقت ندارم
و نشاید را
بی خیالم
شعر را ندانم
و غزل را نشناسم
دو بیتی نخوانم
و در رباعی نمانم
من شاعر شعرهای
بی قافیه
بی وزن
بی ترکیب
بی کس
بی نشان
بی حق
من شاعر شعرهای نباید گفتم
من شاعر شعرهای نگفته
شاعر شعرهای درد
درد های با درمان
درمان های
زنده به گور
گور های
بسیار دور
دور ِ دور ِ دور
درست در زیر ِ زبانم
من شاعر دردهای همجنسگرایی ام
نمی دونم بعد از اینهمه مدت هنوز کسی می تونه اونقدر مثل خودم الاغ باشه تا از من توقع حفظ خودم یا گه خوری هام رو داشته باشه ؟
چند تا نامه به من نوشته شده پر از آه و زاری که : هم سرشت تو رو خدا اینقدر با گفتن مستقیم از همجنسگرایی اعتبار خودتو خراب نکن و سطح نوشته هاتو پائین نکش . مخصوصا اشاره داشتند به ده پانزده نوشته ی اخیر . حالم بهم خورد از خودم این فحش رو بطور اساسی و بدون هیچ رحمی برای اینکه به خیلی ها بر بخوره میگم کیر تو دهن اول و آخرتون اگه از این به بعد نامه های اینجوری برام بفرستید.
من نمی دونم وقتی یه نفرخودش میگه من خرهستم ومیخوام عربزنم چطورمیشه کسمشنگی پیدابشه وبهش بگه نه تو خرنیستی تو یه بزغاله ی با شخصیتی و به جای عرعرباید بع بع کنی!آخه پفیوزهای الدنگ من وقتی خودم خودموخرمی دونم و دوست دارم عربزنم شما گه می خوریدکه می خواهید من به جای عرعربع بع کنم وناراحت اعتبارتخمی تخیلی من هستید.
از احمق هایی که مثلا نگران اعتبار هم سرشت هستند اونقدر عصبانی ام که حتی نمی تونم درست و حسابي فحش بدم نمی دونم واقعا کی می تونه فکر کنه از من یه چیز درست یا درسته در بیاد بیرون و هی خودشونو جر می دن که :«هم سرشت چرا همش از همجنسگرایی میگی»دهن همتونو گائیدم که نمی دونید چرا ! قبلا گفته بودم چرا . الان باز یه مشت خرتر از خودم به خیال اینکه من هایکو میگم یا اصلا سواد هایکو دارم گیر دادن که «هایکو قشنگ میگی ولی وقتی از همجنسگرایی در هایکو می گی خودتو خراب می کنی و هایکوهایت را هم خراب می کنی در هایکو مستقیم از همجنسگرایی کمتر بگو»
اول اینکه کیر تو دهن من اگه سعی کنم هایکو بگم
دوم اینکه کیر تو دهن شما اگه توقع هایکو از من داشته باشید
سوم اینکه کیر تو دهن من اگه ادعای هایکو گفتن داشته باشم
چهارم اینکه کیر تو دهن شما اگه ...
فکرکنم بعضی ها تصمیم دارند نسل تمام کیرهای عالم رو با نامه و دهن خودشون و من منقرض کنند !
بس کنید جان مادرتون بس کنید .
کدوم احمقی می تونه فکرشو بکنه که من خودمو زیر ماتحت فرهنگ ژاپنی اسیر هایکو نویسی ژاپنی کنم . من در ژاپن هایکو نمی گم و ژاپنی هایکو نمی گم من اصلا «هایکو» نمی گم من حتی ادعای «گی هایکو» گویی هم ندارم من اصلا حالیم نمیشه هایکو یعنی چی من «کسکو» می گم البته خیلی هم کــــــــــیــــــــــــری می گم به زبون تبعیدگاه خودم هم می گم . از نظر شما اینجوری خوار هایکو گائیده میشه ؟ خوب بذار بشه اینهمه خوار توی دنیا گائیده شده اینم روش !
من اگه اونقدراحمق باشم که خودمو بخوام درمحتوا اسیرهایکونویسی ژاپنی کنم شاید برام خیلی هم راحت باشه که مثلابرم توی چمن ها ولو بشم و لخت. برم زیردرخت ها جوری لنگ هامو بدم هوا که همه ی شاخه ها شون با همه ی زبری ونرمی درتمام سوراخ های تن من فروبرند و تا می تونم بدم و بدم و بدم و همه با خوندن اونها احساس کنند که یه شیکم سیر کون دادند . می تونم زیر فش فش فواره ها سیراب بشم یا بزارم بارون بپاشه روی سینه ام و همه جور روسینه پاشیده شدنی رو بپاشم روی سینه ی شما . توی باغ ها اونقدر آلبالو و گیلاس بکنم توی دهنم که از هفت سوراخ ام آلبالو بزنه بیرون . همه ی این کارها رو ممکنه بتونم بکنم ولی اونوقت دیگه خودم نیستم . من هایکو نمی گم من نقاشی نمی کشم من درد می کشم .
بذارید من خودم باشم .
گر چه شما بذارید یا نذارید من یه نقطه از خودم بودن جا خالی نمی کنم و حرف هیچکس رو هم به تخمم حساب نمی کنم اینو هم بگم دویست تایی عر زدم و «کسکو» گفتم و بدون اینکه حتی یک نقطه ازش کم یا زیاد بکنم یواش یواش می ذارمشون اینجا و هیچ احمقی هم نمی تونه خری مثل منو مجاب کنه تا عر نزنم اونقدر هم عوضی و احمق و لاشی هستم تا حسرت حتی تغییر یک آخ رو به دل اونایی بذارم که خودشونو جر میدن تا چیزی رو حالیم کنند و مجبورم کنند از همجنسگرایی کمتر بگم تا گه های روی سر و صورتم درخشندگی بیشتری پیدا کنه . من بی شعور ترین دستمالی کن ِ کلمات ِ هرزه هستم .
فکر می کنم اونقدر به خودم و عالم و آدم دری وری گفتم تا آدم هایی که دلشون به هم سرشت و اعتبار کیری هم سرشت می سوزه برای همیشه گور خودشونو از سر گور من گم کنند و بذارند من همون بچه کونی ِ کلمات ِ پاره پوره باشم . من فقط یک همجنسگرای مشنگ در یک سرزمین قشنگ هستم که دارم با دیدن قشن گی های این سرزمین مشن گی های خودمو تر می زنم بخاطر همین شاید یه روزی دیدید خوار غزل رو هم گائیدم یا دوبیتی رو بی بیتی کردم مثنوی رو چپوندم توی ماتحت قصیده شاید هم یه چیزی چپوندم لای پاچه ی رمان و همچین جرش دادم که داستان کوتاه پیش اون احساس نجابت کرد .
بذارید یه کلمه ی سیاسی نظامی عبادی دگماتیست فناتیک فول فیتیش خود محکوم کن بگم خیال همه رو راحت کنم : من به هیچ چیزی هیچ اعتباری قائل نیستم هیچ هیچ هیچ غیر از همجنسگراییم که هستم .
در آخر یه هچلهفت خیال راحت کن و همه جا راحت کن می ذارم مخصوصا برای کسایی که ناراحت دهن لغی و کون لغی و سبک لغی هم سرشت هستند .
۴۱
هایکو نمی گم
ناراحت میشید بشید
کسکو میگم من
هچلهفت
۳۳
مادر فقط خواست
در هچلهفت قبل ها
خود باشم نشد
۳۴
مادر بگو من
چطور خود باشم اما
هوا سرما هست
۳۵
مادرم بخوان
فقط کلمه نیست این
خط خط زنده گی
۳۶
همجنسگرایم
مادرم از رحم ات
من خود ِ خودم
۳۷
من هستم همین
طبیعی ترین خودم
مادرم ببین
۳۸
شیر داد مادر
شیرازه دادم خدا
همجنسگرایم
۳۹
سرد است زنده گی
مردی در آستانه اش
این منم مادر
۳۹
سرد است زنده گی
مردی در آستانه اش
این منم مادر
۳۸
شیر داد مادر
شیرازه دادم خدا
همجنسگرایم
۳۷
من هستم همین
طبیعی ترین خودم
مادرم ببین
۳۶
همجنسگرایم
مادرم از رحم ات
من خود ِ خودم
۳۵
مادرم بخوان
فقط کلمه نیست این
خط خط زنده گی
۳۴
مادر بگو من
چطور خود باشم اما
هوا سرما هست
۳۳
مادر فقط خواست
در هچلهفت قبل ها
خود باشم نشد
هچلهفت
۲۵
پدر گفت مرد باش
شدم خیلی و هستم
اکنون آبستن
۲۶
مادر گفت خود باش
دلم خواست اش آن خود را
مرده بود در خود
۲۷
باردار ِ هیچ ام
برکه ای بی تلاطم
بی موج ام پدر
۲۸
ندارد جهش
تخم ریزی نمی کند
من تکانه هام
۲۹
پدر جوجه من
تن کشی و کشی دن
آه جوجه ی من
۳۰
درمن نقاشی
کشیده نمی شود
جوجه هایی هم
۳۱
دارم می بندم
جوجه کشی ذهنت را
کاری نیست پدر؟
۳۱
دارم می بندم
جوجه کشی ذهنت را
کاری نیست پدر؟
۳۰
درمن نقاشی
کشیده نمی شود
جوجه هایی هم
۲۹
پدر جوجه من
تن کشی و کشی دن
آه جوجه ی من
۲۸
ندارد جهش
تخم ریزی نمی کند
من تکانه هام
۲۷
باردار ِ هیچ ام
برکه ای بی تلاطم
بی موج ام پدر
۲۶
مادر گفت خود باش
دلم خواست اش آن خود را
مرده بود در خود
۲۵
پدر گفت مرد باش
شدم خیلی و هستم
اکنون آبستن
هچلهفت
۱۷
انار ندارم
سوّم ِ دبستان ام
دارا انار داد
۱۸
یار دبستانی
مداد خروس نشان است
ندارم مداد
۱۹
بابا مادر من
یقه سفید دل سفید
من دارا دارم
۲۰
درس ِ املا است
یکی غلط نوشته
پاک کن می خواهم
۲۱
انار دوست دارم
دارا رفته است حالا
انار ندارم
۲۲
من را وقتی دید
هم دل هم نیمرویش سوخت
کوکب خانم هم
۲۳
تصمیم کبری
در باران دور از دارا
هرگز و هیچ وقت
۲۳
تصمیم کبری
در باران دور از دارا
هرگز و هیچ وقت