|
این فریادهای یک همجنسگراست که در ناکجاترین بودن تبعید است
|
۳۰
مثل یک کونی پاک
و
مثل یک کونی پاک باز باشیم
ما همجنسگرایان همجنسبازیم همش در
حال
حال حال
حال حال حال
حال حال حال حال
حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال
حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال حال
بازیدن
آدمی که قرار است بمیرد
بهتر است با کون داده بمیرد
تا با کون وا داده بمیرد
و کونی که بزدلانه داده شود
همه
را کون خواره می کند
کونی که شجاعانه داده می شود
همه
را به غبطه وا می دارد
به احترام کار سترگ و شجاعانه ای که دکتر بهنام اوحدی در ایران ما که کسی جرات نالیدن هم ندارد به انجام رسانده این را می گذارم.
از محمدحسین متشکرم که اینجا رو بهم نشون داد.
از تسلیم و کرنش در برابر خواست و اراده ی پروردگار گریز و گزیری نیست
همه ی رشته های پزشکی دردسر دارد.
این گزینه در کشور ما که اگر نه همگان که اغلب افراد ، الحمدلله خود را دانشمند و درمانگر - پزشک و روان شناس و .... - می دانند ، به دردسرهای ویژه می انجامد.
رشته ی روان پزشکی نیز دردسرهای ویژه ی خود را دارد.
نه اشتباه نکنید این دردسر بیشتر اوقات برخاسته از بیماران روان رنجور نیست؛ همسر و خانواده ی مراجعان در بسیاری از موارد ، برای روان پزشک دردسرساز ترند.
از جمله ی این موارد ، هنگامی ست که یک ترنس سکشوال ( دگرجنس باور ) و یا هوموسکشوال ( همجنس گرا { نه همجنس باز } ) به روان پزشک مراجعه می نماید و پندارها و باورهایش مورد ارزیابی دقیق و پر ظرافت بالینی ( کلینیکال ) قرار گرفته و همچون خانواده و والدین مراجع به آسانی و در همان نخستین گام مردود اعلام نمی شود.
این جاست که خشم خانواده - پدر ، مادر و برادران و خواهران - برانگیخته شده و متوجه روان پزشک بی گناه می شود ! گویی این روان پزشک یا روان شناس بوده است که موجبات ترنس سکشوال شدن یا هوموسکشوال شدن مراجعش را پدید آورده است.
اینان به جای آن که در برابر خواست ، اراده و قدرت خداوند - که این بنده اش را بر پایه ی مصلحتی نا آشکار این گونه آفریده است - به کرنش و تسلیم روی آورند ، خشم برآمده از احساس گناه و تقصیر خود را از دوش خویش برداشته و متوجه روان پزشک و روان شناس می نمایند.
شگفت آن که مادر دختری که خود را پسر می داند و اراده بر تغییر جنسیت دارد ، سال ها اسباب بازی و پوشش پسرانه خریدن برای دختر بچه و همبازی ساختن او با پسرهای فامیل را نمی بیند و برادر آشفته و خشمگینو کینه توز ، به آسانی بر سال ها کشتی گرفتن و کشمکش های مردانه و فوتبال با همشیر به ظاهر خواهرش چشم فرو می بندد تا بتوانند بار « احساس گناه و عذاب وجدان » را از دوش خود برداشته ، و بر شانه های روان پزشک و روان شناس بگذارند.
گهگاه لازم می شود روان پزشک و روان شناس از نیروی انتظامی و قوه ی قضاییه یاری بجوید تا تهدیدگر کینه توز بفمهد که برای هیچ روان پزشکی ،تغییر جنسیت و یا همجنس گرا بودن مراجعش افتخار نیست !!
آن چنان که تشخیص و اعلام بیماری لاعلاج برای یک جراح مایه ی بالندگی اش نبوده و نخواهد بود.
بگذریم که ترنس سکشوالیزم ( دگر جنس باوری ) ، بیماری ( Disease ) نبوده و یک اختلال ( Disorder ) است و هوموسکشوالیتی ( همجنس گرایی { نه همجنس بازی یا همجنس بارگی } ) هم که بیش از بیست و پنج سال است که حتا یک اختلال هم ( Disorder ) برشمرده نمی شود؛ مگر آن که ناهمخوان با خودساره یعنی « Egodystonic : خودناپذیر » باشد.
نکته ی مهم آن است که مگر در دوره هایی که « همجنس هراسی درونی شده ( Internalized Homophobia ) افزایش یافته و فرد هوموسکشوال دچار احساس گناه و عذاب وجدان گذرا - نه پایدار - می شود ، در اغلب مواقع همجنس گرایان مشکلی با گرایش جنسی دیگرگون شان نداشته و هوموسکشوالیتی « خودپذیر ( همخوان با خود ساره ) : Egosyntonic » داشته و دارند.
برای من سکسولوژیست باز گرداندن احساس و اندیشه ی یک ترنس سکشوال به سوی جنسیت پیکری یا رگرداندن گرایش جنسی یک همجنس گرا - گی یا لزبین - به سوی جنس مقابل ، انجام معجزه و کیمیاگری ای سترگ است.
کدام درمانگری از انجام معجزه ، کیمیاگری و دم مسیحایی داشتن بدش می آید ؟!؟
افسوس که این گونه معجزه و کیمیاگری ها بسیار بسیار بسیار به ندرت ،خودشیفتگی ( Narcissism ) ما روان پزشکان را نوازش نموده و احساس و اندیشه ی ابرتوانی ( Omnipotence ) را همنوایی می نمایند !!!
من روان پزشک و سکسولوژیست خداباور ، پس از یک دهه درمانگری و ده سال تعلیم و تربیت پزشکی عمومی و تخصصی ، با ژرفای وجود چنین آموخته ام که بیش تر از خواست و اراده ی انجام معجزه و کیمیاگری ، در برابر خواست و اراده و مصلحت پروردگار ، بنده وار سر تسلیم فرود آورده و تعبدگونه به کرنش بپردازم.
بخشندگی و مهر پرورگار و دعای نیک مراجعانم و خانواده های شان پناه پایدار و ماندگار من در برابر بدخواهانم بوده و خواهد بود......
و روزی هر کس
به اندازه ی
سوراخ های تن او
کونی بودن هر کس
به اندازه ی
روزی اوست
و عاشق کسی ست که با خوردن هر تیر
تصمیم می گیرد
تمام تیرها را بخورد
احمق کسی است که با خوردن هر کیر
تصمیم می گیرد
دیگر کونی نباشد
کونی باید همیشه
بکند
بکند بکند
بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند بکند
نبرد
اراده ی پیروزیست
حتی برای کونی ها
دلیل هر شکستی
ترس از شکست است
حتی برای ترسو ها
و آنکه خود را آشکار می کند
با دیگران هزار کار
مخفی می کند
آنکه خود را مخفی می کند
باخود هزار کار
مخفی می کند
آنکه کونی ست یک کار می کند
آنکه کونی نیست
فقط همان یک کار را نمی کند
کسی که خود را انکار می کند
خود را انگار
می کند
هر جوری که می تونید
بکنید
بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید بکنید
مبارزه
میلک یا هر شیری نیستیم نباشیم
در گی بودن خود لااقل
شلافه نباشیم
شورش در شب های سیاه
سرخ تر از
شورشهای شب سفیده
و آخرین جمله وصیتنامه میلک :
باید
به آنها امید اعطا کنید
همواره
خودم را
بخشی از یک جنبش محسوب میکردم
و باز هم میلک
باید با سرعتی فزاینده
که تصورش هم برایتان مشکل است
فاتحه تبعیض جنسیتی خوانده شود
باز هم میلک
از پستو
ها بیرون
بیایید
اینم مال هاروی میلک ه پس چی فکر کردید فکر کردید من اینقدر خایه دارم ؟
گی های ایران
در گی بودن خود همه
هار
هار هار
هار هار هار
هار هار هار هار
هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار
هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار هار
وی میلک هستند؟
اگر قرار است یک گلوله وارد مغزم شود
بگذار آن گلوله هر آنچه را در وجودم دفن کردم
آشکار کند
این البته از هاروی میلک است به همین دلیل اینقدر شجاعانه و دلنشین است و اصلا هم قابل مقایسه با اراحیف من نیست . آن را به یاد هاروی گذاشتم که دیشب پن به لطف دردهای شخصیت او اسکار گرفت .
و بدترین فریب
آن است که بی هیچ کاری
گمان بودن کنی
آن است که باشی و بگویی
نیستم
حالی که در دادکردن هست
در
کردادن نیست
۲
همجنسگرایی ما
بیشترین چیزی ست که ما
نداریم
بعد از دوران کسشعر و کسکو و کسمدرن گفتم در دوره ی چهارم زمین شناسی برم تو غار کاریکلماتور ولی من کجا اون کجا یه چیزایی نوشتم دیدم خدائیش کاریکلماتور نشده کیریکلماتور شده از ناجوری . ولی از اونجایی که هیچ چیزی توی این دنیا مزخرف تر از کس نیست ( البته پیش منه احمق ) ترجیح دادم برای نشون دادن مزخرف گویی م اسمشو بذارم کسیکلماتور . کس البته موجود ارزش افزوده آفرینی ست ظاهرا پس دارندگان و طرفدارانش خفت نکنند ما رو که حالا چرا ؟
پس بی خیال . من از امروز می زنم . کسیکلماتور .
باید
همچنان
داد
داد داد
داد داد داد
داد داد داد داد
داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد
داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد داد
زد